تبليغاتX
جومونگ ، امپراطور بادها

جومونگ ، امپراطور بادها

افسانه جومونگ ، امپراطور بادها ، امپراطور آهنین ، جامیونگ ، منجی عالم ، شاه خدایان ، سریالهای کره ای











http://www.jumong.ir/photos/9645677-JUMONG.jpg


دانلود کلیپ سانگ ایل گوک ( جومونگ ) در سفری که به ایران اومدند و در نشست خبری شرکت کردند و خبر نگاران ازش سوال می کنند

با سه کیفیت و حجم متفاوت

مدت : 2 دقیقه و 15 ثانیه

پسورد : www.jumong.ir

فرمت :
3GP - حجم : 1 مگابایت و 371 کیلو بایت - برای دانلود اینجا کلیک کنید
فرمت : MP4 - حجم : 3 مگابایت و 792 کیلو بایت - برای دانلود اینجا کلیک کنید
فرمت : FLV - حجم : 3 مگابایت و 976 کیلو بایت - برای دانلود اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه 30 مرداد1388ساعت 9:13  توسط Admin  | 

http://www.jumong.ir/photos/181576-1.jpg

http://www.jumong.ir/photos/3646720-2.jpg

 http://www.jumong.ir/photos/3385106-3.jpg

 http://www.jumong.ir/photos/1817318-4.jpg
+ نوشته شده در  جمعه 30 مرداد1388ساعت 9:12  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت هفتاد و سوم سریال افسانه جومونگ


قسمت 73 / هفتاد و سه جومونگ

ازدواج سوسانو با جومونگ و  اشکهای تلخ سویا

بعد از اینکه جومونگ زوانتو رو میگیره و گنجهای مقدس رو هم پیدا میکنه میگه حالا وقت اینه که برای گوگوریو قوانین جدیدی رو بنویسیم و از مشاوران چپ و راستش و همچنین سایونگ میخواد تا قوانین رو بنویسندو اونها هم مشغول نوشتن میشن

http://www.jumong.ir/photos/3959422-1.jpg

به مشاوران جومونگ خبر میرسه که روسای قبیله های جولبون جلسات مخفی برگزارمی کنند که از این جلسات جومونگ اطلاعی نداره . یاران جومونگ  هم تصمیم میگیرن تا جولبون رو بیشتر تحت نظر بگیرن و بفهمن موضوع چیه ؟

http://www.jumong.ir/photos/8001283-2.jpg

و امادر بویوچه خبره ؟پزشکی که قرار بود در داروی امپراطور سم بریزه موفق به انجام کارش میشه .چون اون سم  وقتی با دارو مخلوط میشد قابل تشخیص نبود فرمانده گارد سلطنتی هم متوجه وجود سم  نمیشه  اما شک میکنه بهمین جهت از پزشک دربار، درمورد  چنین سمی سوال میکنه و پزشک هم میگه  که چنین سمی در هان وجود داره و فرمانده گارد سلطنتی هم همه ماجرارومی فهمه و به وزیر اعظم هم میگه

http://www.jumong.ir/photos/5022083-3.jpg

مشاوران جومونگ میفهمن که علت تشکیل جلسات مخفی قبیله های جولبون در مورد اینه که کی شاه بشه و جولبون میخواد تا قدرت دست خودش باشه.این موضوع روبه جومونگ هم میگن که اون خیلی عصبانی میشه و میگه من هرگز بخاطر قدرت نجنگیدم

http://www.jumong.ir/photos/6937885-4.jpg

در بویو ، وزیر اعظم که فهمیده بود در داروی امپراطور سم ریخته شده موضوع رو به تسو میگه و تسو هم اون پزشک رو پیدا میکنه و اونو میکشه و به سولان هم میگه که نمی خواد با کشتن پدرش بر تخت بشینه واگر باز تکرار بشه از خطاش نمیگذره

http://www.jumong.ir/photos/3137703-5.jpg

سوسانو همچنان مخالف اینه که ملکه بشه و میگه ما اگر قبل از ساختن سرزمین جدیدمون با هم دشمنی کنیم هان بر ما مسلط میشه و ما برده اونها می شیم ما یه هدف بزرگ داریم و   به خونمون قسم خوردیم اما روسای قبایل نمی پذیرن و میگن ما نمیخواهیم جولبون رو قربانی این هدف بزرگ کنیم

http://www.jumong.ir/photos/2058525-6.jpg

دعوا و بحث بین دو گروه طرفداران سوسانو و جومونگ زیاد میشه جومونگ وقتی شرایط رو میبینه همه رو احضار میکنه و میگه که من میخوام وضعیت خودم رو نسبت به تاج وتخت گوگوریو مشخص کنم .من نمیخوام پادشاه گوگوریو باشم

http://www.jumong.ir/photos/7605971-7.jpg

یون تا بال فکری به ذهنش میرسه و میگه اگه جومونگ و سوسانو با هم ازدواج کنن این مشکل حل میشه .قرار میشه خودش با سوسانو صحبت کنه واز مشاوران جومونگ هم میخواد تا با او صحبت کنن


http://www.jumong.ir/photos/4045066-8.jpg

مشاوران جومونگ هم به موپال مو میگن تا بره و با جومونگ صحبت کنه وراضیش کنه تا با سوسانو ازدواج کنه تا این مشکل رو هم اینجوری حل کنن با توجه به اینکه اونها از قبل هم به هم علاقه داشتن و میخواستن با هم ازدواج کنن .موپال مو هم این کارو میکنه

http://www.jumong.ir/photos/2103365-9.jpg

یانگ پو که بویو رو ترک کرده بود به چانگ ان میره اونجا هوانگ رو میبینه ومی خوان با هم متحد بشن و از جومونگ انتقام بگیرن

http://www.jumong.ir/photos/179405-10.jpg

جومونگ مدتی با خودش خلوت میکنه اما بالاخره تصمیمش رو میگیره و از سوسانو تقاضای ازدواج میکنه و بهش میگه درسته با ازدواجمون هم  نمیتونیم چیزی رو که در گذشته از دست دادیم برگردونیم اما ازدواج ما میتونه پایه اتحاد وساختن گوگوریو بشه .با من ازدواج کن

http://www.jumong.ir/photos/9168381-11.jpg

سویا و یوری بالاخره پیداشون میشه اما چه فایده ؟ سویا میبینه مردم همه شادن علت رو میپرسه میگن که امروز روز عروسی جومونگ و سوسانو و همچنین تاسیس گوگوریو یه جومونگ و سوسانو با هم ازدواج میکنن و قسم میخورن که تا آخر عمر در کنار هم باشند

http://www.jumong.ir/photos/4009606-12.jpg

اما یه سویای بیچاره ..باورش نمیشد حالا که بعد از این همه سختی جومونگ رو پیداکرده بود باز هم از دستش داده بود چاره ای نداره جز اینکه بره و خودش رو مخفی کنه

http://www.jumong.ir/photos/1650936-13.jpg
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 23:46  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت هفتاد سریال افسانه جومونگ


قسمت 70 / هفتاد جومونگ

یانگ پو ،سویا و یوری رو گروگان گرفته بود تا با جومونگ معامله کنه .جومونگ تردید داشت نمی دونست چه کار کنه؟سوسانو بهش میگه که اگه پایبند اخلاقیات نباشه ونتونه همسر و فرزندش رو نجات بده حتی مردم هم ازش نمیخوان که یه ملت جدید رو پایه ریزی کنه  .بهتره شرط یانگ پو رو قبول کنه

http://www.jumong.ir/photos/3961999-1.jpg

جومونگ شرط یانگ پو رو می پذیره اما خودش هم یه شرطی داره .به یانگ پومیگه اول باید مطمئن بشیم که تو راست میگی یا نه ؟اگر راست گفتی شرط تو رو می پذیرم به خاطر همین یانگ پوروبعنوان  گروگان در جولبون نگه میداره از اون طرف ماری رو به زوانتو می فرسته تا مطمئن بشه که سویا و یوری زنده اند

http://www.jumong.ir/photos/7599076-2.jpg

در بویو تسو مقامات رو احضار میکنه و میگه که امپراطور در شرایط خوبی به سر نمیبره و تصمیم گیری با منه .من میخوام به هان کمک کنم و نیروی کمکی برای اونها بفرستم از اونور جاسوسها هم براش خبر میارن که یانگ پو در جولبون دیده شده .تسو خیلی عصبانی میشه و خیلی دلش میخواد بدونه علت این کار یانگ پو چیه و شک میکنه که نکنه یانگ پو داره بهشون خیانت میکنه

http://www.jumong.ir/photos/6346313-3.jpg

یانگ پو قصد داره تا زمانی که در جولبونه ازفرصت نهایت استفاده رو بکنه و از کار هایی که اونها دارن میکنن سر در بیاره

http://www.jumong.ir/photos/4153238-4.jpg

گفتیم سویا و یوری در انباری زندانی شده بودن اما یه شب که یوری تب داشت وسویا  از پزشک خواسته بود تا جون فرزندش رو نجات بده شرایطی پیش میاد که موفق به فرار میشه اما از فرار اونها یانگ پو خبر نداره

http://www.jumong.ir/photos/5146241-5.jpg

ماری که رفته بود تا سویا و یوری  رو ببینه چون اونها فرار کرده بودن موفق به دیدنشون نمیشه فکر میکنه که حتما یانگ پو دروغ گفته سربازهای یانگ پو بهش حمله میکنن ماری زخمی میشه ولی از دستشون فرار میکنه

http://www.jumong.ir/photos/3774064-6.jpg

ماری به جولبون برمیگرده و به جومونگ میگه که سویا رو ندیده  احتمالا یانگ پو دروغ گفته وبرا ی جاسوسی اونجا اومده . اطرافیان جومونگ ازش میخوان تا یانگ پو رو بکشه اما جومونگ او را آزاد میکنه و بهش میگه اینجا دیگه رابطه ما تموم شده

http://www.jumong.ir/photos/5289366-7.jpg

اویی و موگل که بین پناهنده هارفته بودن الان خودشون هم با اونها زندانی شدن .نمی دونن چه کار کنن اویی میگه که ما نمی تونیم پناهنده ها رو ول کنیم  چون همه شون می میرن و ما تا لحظه آخر باهاشون باید بمونیم 

http://www.jumong.ir/photos/1949089-8.jpg

تسو با 500سرباز برای کمک به هان به نزد یانگ جو میره اونها میدونن که تعداد سربازهاشون کمه و سربازها هم چون حقوق نداره هیچ انگیزه ای برای جنگیدن ندارن نقشه ای میکشن تسو پیشنهاد میده که یانگ جو اعلام کنه که اگه برای جنگ داوطلب شدن و در جنگ شرکت کردن می تونن جولبون رو غارت کنن حتی می تونن تا 10تا زن هم بگیرن

http://www.jumong.ir/photos/7448630-9.jpg

ماری که میبینه از اویی و موگل خبری نشده خودش به زوانتو میره تا ازشون خبری بدست بیاره و میفهمه که یانگ جو اونها رو زندانی کرده و میخواد ازپناهنده ها در جنگ استفاده کنه

http://www.jumong.ir/photos/1451981-10.jpg

جومونگ میگه ما هدفمون نجات جان پناهنده هاست پس من به همراه گروهی ماهراز پشت به دشمن حمله میکنم و اول پناهنده ها رو نجات میدیم

http://www.jumong.ir/photos/9768690-11.jpg

جومونگ لباس رزم میپوشه و آماده میشه برای جنگ. از خدا میخوادکه به اون کمک کنه و از سربازهاش هم محافظت کنه

http://www.jumong.ir/photos/3176346-12.jpg

دشمن وقتی میفهمه جولبون داره حمله میکنه راههای ورودی رو مسدود میکنه اما جومونگ با عبور از یک کوه راه نفوذ رو پیدامیکنه پناهنده ها رو نجات میده و ازشون میخواد تا با اوباشن

http://www.jumong.ir/photos/8320041-13.jpg

یانگ جو منتظر رسیدن پناهنده هاست که بهش خبر میدن جومونگ پناهنده ها رو نجات داده و به کشورشون هم نفوذ کرده حتی اسلحه ها رو هم غارت کرده

http://www.jumong.ir/photos/1475399-14.jpg

به سوسانوهم خبر پیروزی جومونگ میرسه خوشحال میشه و اونها هم آماده نبردند و منتظر دستور جومونگ هستن تصمیم دارن موقعی که دشمن در حال استراحته با تمام قدرت بهش حمله کنن

http://www.jumong.ir/photos/7161800-15.jpg

شاد و پیروز باشید
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 23:45  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت شصت وهشتم سریال افسانه جومونگ


قسمت 68 / شصت و هشت جومونگ

به اینجا رسیده بودیم که به جومونگ خبر میرسه که مادرش و همسرش موقع فرار از بویو کشته شدن .جومونگ خیلی ناراحت میشه به یاد خاطرات مادرش میفته و باور این موضوع براش خیلی سخته

http://www.jumong.ir/photos/3532806-1.jpg

گروهی از یاران جومونگ برای پیدا کردن سویا و یوری به تمام مناطقی که احتمال میدادن اونهااز اونجا گذشته باشن میرن و همه جا رو بررسی میکنن اما کسی رو پیدا نمیکنن تنها چیزی که پیدا میکنن یه لنگه کفشه که احتمال میدن مال یوری باشه و چون اون لنگه کفشو نزدیک رودخونه پیداکردن حدس میزنن که شاید اونها مردن و جنازه شون توسط آب به جای دیگری برده شده

http://www.jumong.ir/photos/7372302-2.jpg

امپراطور که خودش هم از کشتن یوها دچار شوک شده تنها کاری که میتونه بکنه اینه که برای بانو یوها یه مراسم تدفین آبر ومندانه برگزارکنه واو را بعنوان ملکه در کوهی که فقط پادشاهان و ملکه های بویو دفن میشن دفن کنه .اطرافیان همه مخالفت میکنن اما فایده ای نداره ملکه هم خیلی عصبانی میشه میاد که با امپراطور صحبت کنه که حالش بهم میخوره و به اتاقش برده میشه

http://www.jumong.ir/photos/2932036-3.jpg

برادرهای جومونگ که رفته بودن تا از مادر و همسر جومونگ خبر بیارن به او میگن که امپراطور قراره برای مادرش مراسم تدفین برگزار کنه و هیچ ردی هم از همسر و فرزندش پیدا نکردن مگر یک لنگه کفش که احتمالا مال یوریه . جومونگ خیلی گریه میکنه

http://www.jumong.ir/photos/2138517-4.jpg

جومونگ بطور مخفیانه به اون کوهی  که قراره مادرش رو اونجا دفن کنن میره بهش میگن که امپراطور منتظرشه. جومونگ به امپراطورمیگه که اومدم تا جنازه مادرم رو با خودم ببرم من هرگزشانس اینو نداشتم که پسرم رو ببینم من میخواستم به بویو کمک کنم ولی شما همسر و مادرم رو کشتید ولی الان میخوام حداقل جنازه مادرم رو با خودم ببرم که امپراطور هم اجازه نمیده و میگه اگه بخوای این کاروبکنی اول باید منو بکشی و اگه منو بکشی خودت هم کشته میشی آیا پایان راه تو همینجاست؟به مادرت ادای احترام کن و برو .

http://www.jumong.ir/photos/1912958-5.jpg

مراسم تدفین انجام میشه جنازه یوها سوزانده میشه و جومونگ هم به جولبون بر میگرده اما همچنان ناراحت و دلتنگه

http://www.jumong.ir/photos/6919859-6.jpg

سوسانو که ناراحتی جومونگ رو میبیینه با او صحبت میکنه و بهش میگه که درسته کلمات نمیتونن چیزی ازاندوهتون کم کنن اما به یاد داشته باشید که اونها بخاطر اینکه به شما بگن که تسو در کمین کشتن شماست جونشون رو فدا کردن تا اینجوری شما و گوگوریو رو حفظ کنن و شما هم نباید فداکاری اونها رو بی نتیجه بگذارید

http://www.jumong.ir/photos/6023696-7.jpg

یه مراسم یادبود برای بانو یوها و سویا در جولبون گرفته میشه . موقعی که مراسم داشت انجام میشد کبوتر نامه ای رو از طرف ساحره براشون میاره  در نامه نوشته بود که ساحره میخواد جومونگ رو ببینه

http://www.jumong.ir/photos/4430414-8.jpg

ساحره و جومونگ همدیگر روملاقات میکنن  ساحره به او یک جعبه میده و میگه که الان وقت دادن این گنج به شماست . داخل جعبه یه محافظ و یه کتاب بود  ساحره میگه که این زره همان زرهیست  که پادشاهان چوسان قدیم از اون استفاده میکردن و آن کتاب هم کتابی است که راز ساخت زره فولادی در آن نوشته شده .گنج دیگری هم وجود داره که شما باید اونو در درون خودتون پیدا کنین

http://www.jumong.ir/photos/9718002-9.jpg

در بویو امپراطور ناراحته و تمام روز رو مست میکنه مقامات پیشنهاد میکنن که تسو رو به جای امپراطور بر تخت بنشونن اما وزیر اعظم میگه که مردم دوست دارن امپراطور بادستهای خودش تاج را روی سر تسو بذاره اگه اینگونه نباشه مردم مایوس میشن و به شما کمک نخواهند کرد تسو هم میگه من بالاخره پادشاه خواهم شد پس دلیلی نداره که با شتاب، مشروعیت خودم رو از بین ببرم

http://www.jumong.ir/photos/8471695-10.jpg

کتابی که در اون راز ساخت زره آهنی بودبه موپال مو داده میشه تا از روی اون یه زره بسازه اما چون بصورت رمز نوشته شده بود موپال مو نتونست کاری کنه تا اینکه  سایونگ  بعد از تلاش بسیار موفق به رمز گشایی کتاب میشه

http://www.jumong.ir/photos/5010530-11.jpg

یانگ پو که میشنوه تسو میخواد جای امپراطور رو بگیره تصمیم میگیره خودش زود تر این کار رو بکنه به همین جهت به زوان تو میره تا از هوانگ کمک بخواد

http://www.jumong.ir/photos/6443640-12.jpg

موپال مو حالا که کتاب رمز گشایی شده ، طبق دستور اون مشغول ساختن زره فولادی میشه سخت تلاش میکنه و بالاخره موفق میشه تا یکی مثل اونوبسازه
http://www.jumong.ir/photos/3008124-13.jpg

جومونگ هم وقتی میبینه که دیگه میتونن ارتش آهنی داشته باشن همه روسای قبایل رو احضارمیکنه  و بهشون میگه که مادربرابر مشکلات زیادی مقاومت کردیم ما بایدبه زودی  یک ملت بشیم و هان رو از این سرزمین بیرون کنیم

http://www.jumong.ir/photos/7947774-14.jpg
+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 19:56  توسط Admin  |