تبليغاتX
جومونگ ، امپراطور بادها

جومونگ ، امپراطور بادها

افسانه جومونگ ، امپراطور بادها ، امپراطور آهنین ، جامیونگ ، منجی عالم ، شاه خدایان ، سریالهای کره ای











برای دیدن جزییات بر روی اسم فیلم ها و سریال ها کلیک کنید



امپراطور آهنین ، با بازی بانو جمی ، محصول سال 2009

شاه بزرگ خدایان (منجی عالم ) ، محصول سال 2007

همه زندگی یک زن ، با بازی افتخاری سونگ ایل گوک

زمستان سوناتا ، با بازی بائه يونگ جون ، محصول 2002

افسانه های شهر من ، با بازی گونگ بوک (در امپراطور دریا)

پاییز در قلب من ، محصول سال 2000 کره جنوبی

فیلم مستند سفر هان هی جین به لاس وگاس
پسران بهتر از گل  محصول سال 2009

غم انگیز تر از غم با بازی کوان سنگ وو ( پرفروش ترین فیلم 2009 کره )

آسمان عشق محصول سال 2008

زن احمق محصول سال 2008

سه تا کیم محصول سال 2007

دوست معلمم با بازی کوان سنگ وو محصول سال 2004
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 0:21  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت شصت و ششم سریال افسانه جومونگ


قسمت 66 / شصت وشش جومونگ

در قسمت قبل گفتیم که جومونگ برای اینکه مردمش رو آروم کنه و بهشون امید بده دستور برپایی  یه مراسم بهشتی رو میده در این مراسم بهشتی او از خدایان میخواد تا از مردمش محافظت کنن ولی چون چند روز بودکه  زیر برف و باران بود و چیزی هم نخورده بود ناگهان از هوش میره 

http://www.jumong.ir/photos/974156-1.jpg

در بویو خبر اینکه مردم جولبون دارند از گرسنگی و بیماری می میرند  و به زودی هم غذا و تجهیزات پزشکی شون تموم میشه به گوش امپراطور میرسه . تسو از امپراطور می خواد که به او اجازه بده که دوباره به جومونگ حمله کنه و او را بکشه که امپراطور میگه تو در  غرور و بی دقتی گم شدی و قبلا کار خودت رو انجام دادی احتیاجی به این کارنیست ومن با محاصره جولبون رو شکست میدم

http://www.jumong.ir/photos/4736352-2.jpg

تسو هم ازاینکه ضعیف شده و عقیده هاش در مجلس نادیده گرفته شدن خیلی ناراحته از دست مائورینگ هم عصبانیه که چرابه او گفته جومونگ مرده واونوفریب داده و میخواد مائورینگ رو بکشه که ملکه سر میرسه و مانع میشه 

http://www.jumong.ir/photos/2435104-3.jpg

امپراطور تصمیم می گیره توی این شرایطی که مردم جولبون ضعیف وناامید شدن با نیروهای متحد هان و بویو به اونها حمله کنه و باهاشون بجنگه و از تسو و یانگ پو میخواد تا این کار رو انجام بدن .تسو و یانگ پو هم به مرز جولبون حمله میکنن و مردم بیچاره رو قتل عام میکنن

http://www.jumong.ir/photos/6535200-4.jpg

جومونگ که یه مدتی بود بیهوش بود بالاخره بهوش میاد درباره سوسانو می پرسه بهش میگن که اون هنوز بر نگشته و مردم جولبون هم دارن اونجارو ترک میکنن و دشمن هم به مرزهای اونها حمله کرده و مردم رو کشتن

http://www.jumong.ir/photos/1663085-5.jpg

امپراطور وزیر اعظم رو می فرسته تا جومونگ رو راضی کنه که تسلیم بشه وزیر اعظم هم جومونگ رو ملاقات میکنه و بهش پیشنهاد میکنه برای جلوگیری ازجنگ و قتل عام مردم بهتره که تسلیم بشه .او به جومونگ میگه که اونها الان یه ملت بدبختن که آذوقه هم ندارن یک رهبر خوب باید به صدای گریه مردمش گوش کنه و جومونگ هم میگه یک رهبر خوب باید صدای گریه مردمش رو با قلبش بشنوه نه با گوشش و اگه با احترام بمیره بهتر از اینه که با شرم زندگی کنه و تسلیم نخواهد شد

http://www.jumong.ir/photos/8137608-6.jpg

 وقتی خبر تسلیم نشدن جومونگ به امپراطور میرسه او دستور حمله به مرزهای جولبون رو میده ودوباره مردم بیچاره قتل عام میشن

http://www.jumong.ir/photos/787910-7.jpg

دوستان جومونگ ازاو میخوان که به اونها اجازه بده تا به خطوط دشمن حمله کنن و تسو رو بکشن ، اما جومونگ بهشون اجازه نمیده و میگه شما برادرهای من هستید و اگر نباشید من بدون شما نمیتونم ماموریتم رو به انتها برسونم .اگر ما از مرگ نترسیم آنوقت می توانیم یه راه برای فرار از محاصره بیابیم و تصمیم میگیرن با هم به مرزبرن

http://www.jumong.ir/photos/9894083-8.jpg

در مرز می بینند که عده ای از مردم در حال فرار از دست دشمن هستن به اونها کمک میکنن و دشمن رو میکشن ومتوجه میشن که اون آدمها،سایونگ و همراهانش هستن که برگشتن . سایونگ میگه که سوسانو در دره اوگامه وبا وجود محاصره به دنبال راهی برای ورود به جولبونه و آنها را زودتر فرستاده تا جومونگ رو مطلع کنن

http://www.jumong.ir/photos/6390846-9.jpg

جومونگ و سزباز هاش به دره اوگام رفته و با دشمنانی که اونجا رو محاصره کرده بودن می جنگن و راهی برای ورود سوسانو باز میکنن .سوسانو هم با یه عالمه مواد غذایی و تجهیزات پزشکی میاد .وبالاخره اینگونه محاصره شکسته میشه .مواد در اختیار مردم قرار میگیره ونور امیدی در دل همه روشن میشه

http://www.jumong.ir/photos/8182205-10.jpg

خبر پخش شدن مواد غذایی بین مردم جولبون به دربار بویو میرسه امپراطور میگه تحقیق کنید ببینید با وجود محاصره چه کشوری با اونها تجارت کرده و مواد غذایی و غلات بهشون داده؟ومی فهمند که جومونگ از جنوب مواد و تجهیزات رو وارد کرده 

http://www.jumong.ir/photos/6275868-11.jpg

اطرافیان و مقامات دربار بویو از امپراطور می خوان با شرایطی که پیش اومده به محاصره تجاری خاتمه بده تا بیشتر متحمل زیان نشن اما یانگ جو میگه که تا جولبون کاملا تجهیز نشده باید به اونها حمله کنیم که امپراطور میگه این امکان نداره چون در وضعیت مالی بدی قرار گرفتیم و یانگ جوهم مجبورمیشه که نیرو هاشو به زوانتو برگردونه 

http://www.jumong.ir/photos/2639603-12.jpg

سونگ یانگ هم از جومونگ میخواد بخاطر اینکه بهش شک کرده بوده اونو ببخشه و میگه که همیشه به جومونگ وفاداره و به او خدمت میکنه جومونگ هم میگه که این بحران  باعث شد تا مردم جولبون با هم بیشتر متحد بشن و تمام سعیشو میکنه تا یه ملت قوی بسازه

http://www.jumong.ir/photos/4845196-13.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 21:23  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت شصت و ششم سریال افسانه جومونگ


قسمت 66 / شصت وشش جومونگ

در قسمت قبل گفتیم که جومونگ برای اینکه مردمش رو آروم کنه و بهشون امید بده دستور برپایی  یه مراسم بهشتی رو میده در این مراسم بهشتی او از خدایان میخواد تا از مردمش محافظت کنن ولی چون چند روز بودکه  زیر برف و باران بود و چیزی هم نخورده بود ناگهان از هوش میره 

http://www.jumong.ir/photos/974156-1.jpg

در بویو خبر اینکه مردم جولبون دارند از گرسنگی و بیماری می میرند  و به زودی هم غذا و تجهیزات پزشکی شون تموم میشه به گوش امپراطور میرسه . تسو از امپراطور می خواد که به او اجازه بده که دوباره به جومونگ حمله کنه و او را بکشه که امپراطور میگه تو در  غرور و بی دقتی گم شدی و قبلا کار خودت رو انجام دادی احتیاجی به این کارنیست ومن با محاصره جولبون رو شکست میدم

http://www.jumong.ir/photos/4736352-2.jpg

تسو هم ازاینکه ضعیف شده و عقیده هاش در مجلس نادیده گرفته شدن خیلی ناراحته از دست مائورینگ هم عصبانیه که چرابه او گفته جومونگ مرده واونوفریب داده و میخواد مائورینگ رو بکشه که ملکه سر میرسه و مانع میشه 

http://www.jumong.ir/photos/2435104-3.jpg

امپراطور تصمیم می گیره توی این شرایطی که مردم جولبون ضعیف وناامید شدن با نیروهای متحد هان و بویو به اونها حمله کنه و باهاشون بجنگه و از تسو و یانگ پو میخواد تا این کار رو انجام بدن .تسو و یانگ پو هم به مرز جولبون حمله میکنن و مردم بیچاره رو قتل عام میکنن

http://www.jumong.ir/photos/6535200-4.jpg

جومونگ که یه مدتی بود بیهوش بود بالاخره بهوش میاد درباره سوسانو می پرسه بهش میگن که اون هنوز بر نگشته و مردم جولبون هم دارن اونجارو ترک میکنن و دشمن هم به مرزهای اونها حمله کرده و مردم رو کشتن

http://www.jumong.ir/photos/1663085-5.jpg

امپراطور وزیر اعظم رو می فرسته تا جومونگ رو راضی کنه که تسلیم بشه وزیر اعظم هم جومونگ رو ملاقات میکنه و بهش پیشنهاد میکنه برای جلوگیری ازجنگ و قتل عام مردم بهتره که تسلیم بشه .او به جومونگ میگه که اونها الان یه ملت بدبختن که آذوقه هم ندارن یک رهبر خوب باید به صدای گریه مردمش گوش کنه و جومونگ هم میگه یک رهبر خوب باید صدای گریه مردمش رو با قلبش بشنوه نه با گوشش و اگه با احترام بمیره بهتر از اینه که با شرم زندگی کنه و تسلیم نخواهد شد

http://www.jumong.ir/photos/8137608-6.jpg

 وقتی خبر تسلیم نشدن جومونگ به امپراطور میرسه او دستور حمله به مرزهای جولبون رو میده ودوباره مردم بیچاره قتل عام میشن

http://www.jumong.ir/photos/787910-7.jpg

دوستان جومونگ ازاو میخوان که به اونها اجازه بده تا به خطوط دشمن حمله کنن و تسو رو بکشن ، اما جومونگ بهشون اجازه نمیده و میگه شما برادرهای من هستید و اگر نباشید من بدون شما نمیتونم ماموریتم رو به انتها برسونم .اگر ما از مرگ نترسیم آنوقت می توانیم یه راه برای فرار از محاصره بیابیم و تصمیم میگیرن با هم به مرزبرن

http://www.jumong.ir/photos/9894083-8.jpg

در مرز می بینند که عده ای از مردم در حال فرار از دست دشمن هستن به اونها کمک میکنن و دشمن رو میکشن ومتوجه میشن که اون آدمها،سایونگ و همراهانش هستن که برگشتن . سایونگ میگه که سوسانو در دره اوگامه وبا وجود محاصره به دنبال راهی برای ورود به جولبونه و آنها را زودتر فرستاده تا جومونگ رو مطلع کنن

http://www.jumong.ir/photos/6390846-9.jpg

جومونگ و سزباز هاش به دره اوگام رفته و با دشمنانی که اونجا رو محاصره کرده بودن می جنگن و راهی برای ورود سوسانو باز میکنن .سوسانو هم با یه عالمه مواد غذایی و تجهیزات پزشکی میاد .وبالاخره اینگونه محاصره شکسته میشه .مواد در اختیار مردم قرار میگیره ونور امیدی در دل همه روشن میشه

http://www.jumong.ir/photos/8182205-10.jpg

خبر پخش شدن مواد غذایی بین مردم جولبون به دربار بویو میرسه امپراطور میگه تحقیق کنید ببینید با وجود محاصره چه کشوری با اونها تجارت کرده و مواد غذایی و غلات بهشون داده؟ومی فهمند که جومونگ از جنوب مواد و تجهیزات رو وارد کرده 

http://www.jumong.ir/photos/6275868-11.jpg

اطرافیان و مقامات دربار بویو از امپراطور می خوان با شرایطی که پیش اومده به محاصره تجاری خاتمه بده تا بیشتر متحمل زیان نشن اما یانگ جو میگه که تا جولبون کاملا تجهیز نشده باید به اونها حمله کنیم که امپراطور میگه این امکان نداره چون در وضعیت مالی بدی قرار گرفتیم و یانگ جوهم مجبورمیشه که نیرو هاشو به زوانتو برگردونه 

http://www.jumong.ir/photos/2639603-12.jpg

سونگ یانگ هم از جومونگ میخواد بخاطر اینکه بهش شک کرده بوده اونو ببخشه و میگه که همیشه به جومونگ وفاداره و به او خدمت میکنه جومونگ هم میگه که این بحران  باعث شد تا مردم جولبون با هم بیشتر متحد بشن و تمام سعیشو میکنه تا یه ملت قوی بسازه

http://www.jumong.ir/photos/4845196-13.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 21:23  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت شصت و پنجم سریال افسانه جومونگ


قسمت شصت و پنج / 65 جومونگ

 به اینجارسیده بودیم که تسو ارتش رو آماده کرده تا به جولبون حمله کنه اما قبل از اون میخواد بره و سونگ یانگ رو ببینه و ازش بخواد که عقب نشینی کنه از اون طرف جومونگ هم که رفته بود تا دزدان دریایی رو راضی کنه که براشون مواد غذایی از جنوب بیارن در حال برگشت به جولبونه

http://www.jumong.ir/photos/9832598-1.jpg

تسو ،سونگ یانگ رو ملاقات میکنه .جومونگ هم برمیگرده و از عهد شکنی سونگ یانگ با خبر میشه اما میگه که سونگ یانگ مقصر نیست و چون خودش (جومونگ) هنوز کاری در جهت حل مشکلات تحریم  انجام نداده ، سونگ یانگ  مجبور به این  کار شده .

http://www.jumong.ir/photos/1137626-2.jpg

شخصی که مسئول کشتن جومونگ بود با بانو یوها ملاقات میکنه و بهش میگه که باید عجله کنند و هر چه زودتر آماده فرار بشن  چون تسو میخواد به کمک هان به جولبون حمله کنه اما یوها میگه که الان وقتش نیست تو سریع برو واین موضوع رو به جومونگ اطلاع بده

http://www.jumong.ir/photos/777772-3.jpg

جومونگ تصمیم میگیره بره و شخصا با سونگ یانگ صحبت کنه. سونگ یانگ میگه چون شایعه مردن تو همه جا پیچید همه قبیله ها تصمیم به عقب نشینی گرفتن تا اینجوری از جنگ آسیبی نبینند جومونگ هم میگه فعلا به بقیه قبیله ها در مورد زنده بودن من حرفی نزن و خودت رو هم طرف تسو نشون بده تا این طوری تسو رو فریب بدیم

http://www.jumong.ir/photos/1907923-4.jpg

تسو تصمیم میگیره که با یک گروه ماهر (پیشتاز) قبل از گروه اصلی ( ارتش اصلی ) به جولبن حمله کنه .شخصی که مسئول کشتن جومونگ بود هم از طرف تسو مامور میشه تا بره و تحقیق کنه و در دره ای به تسو ملحق بشه که او هم از این فرصت استفاده میکنه و نزد جومونگ میره و موضوع رو بهش میگه .جومونگ هم به او میگه که تسو رو فریب بده و بگو که ما در پشت دره کمین کرده ایم و آنها به سمت رودخانه بیریو بکشون

http://www.jumong.ir/photos/7106710-5.jpg

جومونگ برای روحیه دادن به ارتشش پیش یاران خودش میره و میگه که از شایعات خبر داره و بخاطر فریب دادن دشمن خودش رو نشون نداده و از اونها میخواد تا متحد باشن وتمام تلاششون را برای پیروزی بکنند


http://www.jumong.ir/photos/4629539-6.jpg

تسو به همراه گروهش که شامل ماهرترین افراد بودند به راه میفته .  طبق قرارشون بوبانو رو میبینند و اون هم تسو  رو فریب میده و میگه که افراد جومونگ پشت دره کمین کرده اند و اونها باید از سمت رودخانه حمله کنند که در اینجا ناگهان جومونگ و سپاهش به تسو حمله میکنند و جنگ شروع میشه و در این میان، جومونگ ،تسو رو زخمی میکنه و  تسو مجبور به عقب نشینی میشه

http://www.jumong.ir/photos/2544038-7.jpg

جومونگ با اینکه جلوی حمله تسو رو گرفته اما از اینکه مردم طاعون گرفتن و دارن می میرن و هنوز موادغذایی هم بهشون نرسیده خیلی ناراحته .اون یک آیین بهشتی را می اندازه تا دعا کنه و از خدایان کمک بخواد

http://www.jumong.ir/photos/9853234-8.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 21:22  توسط Admin  | 

خلاصه قسمت شصت و چهارم سریال افسانه جومونگ


قسمت شصت و چهار / 64 جومونگ

به اینجا رسیده بودیم که جومونگ و سوسانو و گروهشون تصمیم گرفته بودند که به سمت اوکجه برن واونجا با نیروهای متحد هان و بویو مبارزه کنندو بعد به کمک دزدان دریایی و کشتی اونها به سمت جنوب رفته تا بدین صورت غذای مورد نیازشون رو تامین کنند.در مبارزه با نیروهای متحد ،آنها موفق به فرار از محاصره میشن.این خبر به گوش نارو میرسه واوهم برای اینکه تسو ناراحت نشه این موضوع رو به تسو نمیگه

http://www.jumong.ir/photos/5567298-1.jpg

از اون طرف تسو که مطمئنه جومونگ مرده سران رو احضار میکنه و بهشون میگه که میخواد به جولبون حمله کنه وزیر اعظم مخالفت میکنه و میگه که با محاصره هم میتونیم جولبون رو شکست بدیم وبا توجه به شرایطی که بویو داره نیازی به جنگ نیست.اما تسو میگه که آدمکشش جومونگ رو کشته و الان جولبون ضعیف شده و بهتر است که به جولبون حمله کنند

http://www.jumong.ir/photos/2155575-2.jpg

بانو یوها هم که باورش نمیشد جومونگش مرده باشه میاد و مستقیما از امپراطور میپرسه که او هم این موضوع را تایید میکنه . یوها از امپراطور میخواد تا او و سویا رو آزاد کنه و اجازه بده تا اونها برن که امپراطور میگه جولبون به زودی میدان  جنگ میشه و امنیت نداره و به انها اجازه نمیده   

http://www.jumong.ir/photos/6708295-3.jpg

بریم سراغ جومونگ...اوهم یک تاجر رو که با دزدان دریایی در ارتباطه پیدا میکنه و به او میگه که میخواد تا رییس دزدان دریایی رو ملاقات کنه

http://www.jumong.ir/photos/6427990-4.jpg

جومونگ رییس دزدان دریایی رو میبینه و میگه که فرمانده ارتش داموله و اسمش جومونگه اما او باور نمیکنه و میگه که باید او را امتحان کنه تا مطمئن بشه. دستور میده تا یک کوزه شراب برای جومونگ بیارن و ازش میخوادتا همه رو بخوره و بعد ماری رو  به درخت می بنده و ازجومونگ  میخواد تا به سمت او نشانه گیری کنه و کوزه آب رو بزنه جومونگ هم درست نشانه گیری میکنه

http://www.jumong.ir/photos/9904380-5.jpg

با این حال رییس دزدان دریایی باز هم حرف جومونگ را نپذیرفته و میگه که اونها سربازان اوکجه هستن و اونها رو بکشید که همین موقع سربازان اوکجه حمله میکنند و جومونگ هم به دزدان کمک میکنه و با سربازان میجنگند

http://www.jumong.ir/photos/1784758-6.jpg

رییس دزدان دریایی که حالا جونش رو به جومونگ مدیون بود به او میگه که چه کاری  از دستم برمیاد و جومونگ هم از اونهامیخوادکه به جنوب برن ومواد غذایی بیارن . فرمانده دزدها قبول نمیکنه و میگه که الان باد سردی می وزه و ممکنه کشتی اونها غرق بشه . جومونگ اصرار میکنه ومیگه که اگه با مواد غذایی برنگرده مردمش نابود میشن و از او میخواد تا بهش کمک کنه


http://www.jumong.ir/photos/1914497-7.jpg

از اون طرف بانو یوها هم که براش قبول مرگ جومونگ سخته جلوی در اتاق امپراطور تحصن میکنه و چهار شبانه روز آب و غذا نمیخوره تا شاید امپراطور راضی بشه تا اینکه از حال میره . شخصی که مسئول کشتن جومونگ بود اورا میبیند و به او میگوید که جومونگ نمرده و این فقط یک شایعه است

http://www.jumong.ir/photos/8560926-8.jpg

یانگ جو و تسو همدیگر را ملاقات میکنند و یانک جو از تسو میخواد تا جولبون را بگیره و سر جومونگ رو به او بده تا او هم بتونه اینجوری اعتماد فرمانروا را جلب کنه تسو قبول میکنه با این شرط که یانگ جو هم شرایط رو برای ارتش بویو مهیاکنه

http://www.jumong.ir/photos/3029027-9.jpg

و اما جومونگ ...رییس دزدان دریایی به جومونگ میگه که اگه من کمکتون کنم در واقع دارم روی زندگیم ریسک میکنم باید یک پیشنهاد خوب بهم بدی تا منو راضی کنی که جومونگ هم میگه بیا با هم متحد بشیم زیردستان تو بعد از مرگ روی زمین رها میشن حتی توسط حیوانات وحشی متلاشی میشن .من به شما و زیردستانتون یک شانس میدم برای زندگی


http://www.jumong.ir/photos/3038704-10.jpg

رییس دزدان دریایی به جومونگ میگه که پدرش جزء ارتش دامول بوده و هیچوقت زمانی روکه پدرش مرد و در سرما رها شد رو فراموش نمیکنه و به خاطر آرامش روح پدرش به جومونگ خدمت میکنه


http://www.jumong.ir/photos/1576825-11.jpg

تصمیم گرفته میشه که سوسانو هم با دزدان دریایی بره تا بعنوان تاجر معامله بازرگانی انجام بده .جومونگ به سوسانو میگه که قلبا دوست نداره که اون بره ولی سوسانو میگه که نگران نباشه اون بیهوده نمی میره و برمیگرده و به جومونگ در رسیدن به هدفش کمک میکنه

http://www.jumong.ir/photos/7154224-12.jpg

تسو ارتش رو آماده میکنه و میخواد به جولبون حمله کنه اما قبلش میگه که میخواد تا سونگ یانگ رو ببینه و میگه که اگه سونگ یانگ  بفهمه که جومونگ مرده از جنگ اجتناب میکنه از اینور هم جومونگ و افرادش دارن برمیگردن حالاچه اتفاقی میفته بایستی تا قسمت بعدی صبر کنید

http://www.jumong.ir/photos/4279942-13.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 21:21  توسط Admin  | 

قسمت 63 / شصت و سه جومونگ


شخصی رو که تسو بعنوان پناهنده فرستاده بود تا جومونگ رو بکشه ، شبانه به محل خواب جومونگ میروه و میخواد که اونو  بکشه ، اما در همین موقع سوسانو و سایونگ از راه میرسند و در نتیجه اون موفق به کشتن جومونگ نمیشه

http://www.jumong.ir/photos/2825218-1.jpg

گروه دچار مشکل میشه و سوسانو میگه که هان و بویو با هم متحد شدن و در نتیجه بقیه قبیله ها هم دیگه نمیخوان با ما تجارت داشته باشند و در واقع تجارتشون را با ما متوقف کرده اند .جلسه ای تشکیل میشه و از جومونگ خواسته میشه تا مشکل رو سریعتر حل کنه چون در غیر اینصورت مردم از گرسنگی و بیماری می میرن

http://www.jumong.ir/photos/295293-2.jpg

در بویو هم امپراطور اعلام میکنه که اگر قبیله ای تسلیم او نشه اول از همه مورد حمله نیروهای متحد هان و بویو قرار میگیره

http://www.jumong.ir/photos/3709644-3.jpg

جومونگ بخاطر حل مشکل تحریم باید هر طوری شده نمک گوسان را وارد کنه که سایونگ مسئول اینکار میشه اما در مسیرشون مورد حمله قرار میگیرند و تمام گروهشون نابود میشه . در نتیجه جومونگ تصمیم میگیره با وجود مسیر طولانی از جنوب مواد غذایی وارد کنه

http://www.jumong.ir/photos/2188260-4.jpg

شخصی که تسو فرستاده بود تا جومونگ را بکشه دوباره شبانه به خوابگاه جومونگ حمله میکنه و جومونگ رو غافلگیرانه میکشه ... خیلی خوب بابا گریه نکنید ، تا میاد که جومونگ رو بکشه ، جومونگ متوجه میشه و اونو  دستگیر میکنه

http://www.jumong.ir/photos/9474096-5.jpg

او میگه که از طرف تسو مامور این کار  شده واگه جومونگ را نکشه تسو خانواده ی اونو میکشه. جومونگ هم به اون میگه برو و بگو که منو کشتی تا بتونی مادر و خواهرت رو نجات بدی و اونو  آزاد میکنه


http://www.jumong.ir/photos/2926579-6.jpg

فرستاده تسو به بویو بر میگرده و میگه که جومونگ رو کشته . اما تسو و نارو باور نمیکنند و از جاسو سشون میخوان تا بیشتر راجع به این موضوع تحقیق کنه

http://www.jumong.ir/photos/238836-7.jpg

جومونگ میگه که یک گروه دزد دریایی به نام آپرا وجود داره که ما می تونیم به کمک کشتی اونها و تجربیاتشون به سمت جنوب حرکت کنیم و مواد غذایی مون رو تامین کنیم و به همراه سوسانو و یک گروه به راه می افته

http://www.jumong.ir/photos/3584341-8.jpg

جاسوسان تسو اثری از جومونگ پیدا نمیکنند و مطمئن میشند که جومونگ مرده  . خبر کشته شدن جومونگ به گوش همه از جمله مادر ( بانو یوها ) و همسرش (سویا ) هم میرسه

http://www.jumong.ir/photos/5977713-9.jpg

تسو از امپراطور میخواد تا اجازه بده که او به جولبون بره و اداره امور را بدست بگیره ، امپراطور هم قبول میکنه

http://www.jumong.ir/photos/7224553-10.jpg

جومونگ و سوسانو و گروهشون در مسیرشون به سمت اوکجه با نیرو های متحد هان و بویو برخورد میکنند که قصد دارند با اونها بجنگند اما اینکه چه اتفاقی میفته بقیه اش را در قسمت شصت و چهارم سریال افسانه جومونگ ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 19:57  توسط Admin  | 

 برای دیدن جزییات بر روی اسم فیلم ها کلیک کنید

سریال فوق العاده جذاب و دیدنی  پسران بهتر از گل  محصول سال 2009


فیلم بسیار زیبای غم انگیز تر از غم با بازی کوان سنگ وو ( پرفروش ترین فیلم 2009 کره )

فیلم بسیار زیبای آسمان عشق محصول سال 2008

فیلم جالب و دیدنی زن احمق محصول سال 2008

فیلم کمدی - رزمی سه تا کیم محصول سال 2007

فیلم جذاب و زیبای دوست معلمم با بازی کوان سنگ وو محصول سال 2004

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 19:53  توسط Admin  | 

خرید پستی سریال پسران بهتر از گل کره ای با زیرنویس فارسی


فروش اینترنتی سریال پسران مثل گل / پسران برتر از گل / Boys Over Flowers با زیرنویس فارسی

http://www.jumong.ir/photos/6813142-161.jpg

بستر رخدادهای این سریال مدرسه دبیرستانی است که فقط مرفهین جامعه می توانند در ان تحصیل کنند.در در این مدرسه گروه چهار نفره ای به نام گروه اف 4وجود دارد که در صورت دشمنی با کسی، به هر طریق ممکن فرد را از مدرسه بیرون میکنند.در این بین دختری شجاعت پیدا میکند که با این گروه بجنگد به همراه کلیپ 30 دقیقه ای پسران مثل گل بعد از پنج سال

مشخصات فیلم : نسخه کامپیوتر

تعداد و محتوی : 5 دی وی دی - کیفیت فوق العاده بالا ( هر قسمت حدود 700 مگابایت ) - زیرنویس فارسی - 25 قسمت ( نسخه کامل ) + 4 کلیپ
قیمت : 6500 (شش هزار و پانصد تومان )
نسخه : کامپیوتر
فرمت فیلم : Avi 
سال ساخت : 2009
بازیگران : گو های،کیم بوم،کیم هیونگ


جهت سفارش محصول و پرداخت وجه پس از تحویل سریال برروی لینک "خرید پستی" زیر کلیک کنید .

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 10:37  توسط Admin  |